مهمترین اخبار خانه هنر ایرانیان:

نور ظهر، روشنایی هنر و گرمای حضور هنرمندان و مسئولان! به گزارش روابط عمومی خانه هنر ایرانیان، ظهر 4 خرداد ماه 1405، گالری وصال میزبان یکی از پرشورترین افتتاحیه‌های هنری بود. نمایشگاه گروهی نقاشی ایرانی با حضور بخشدار رودهن، نماینده دفتر امام جمعه، دکتر مهدی اجاقوند مدیرعامل خانه هنر ایرانیان و جمعی از چهره‌های شاخص […]

آغا محمدخان قاجار،بازپس گیری فلات ایران

منوچهر چهارمحالی
0 دیدگاه
04/12/05
آغا محمدخان قاجار،بازپس گیری فلات ایران

مقدمه

 در سال 1120 هجری خورشیدی، در استرآباد (گرگان امروزی)، کودکی از ایل قاجار چشم به جهان گشود که بعدها نامش لرزه بر تنِ شاهزادگان، سرداران و حتی ملت‌ها انداخت: آغا محمدخان. او فرزند محمد حسن‌خان قاجار و نوۀ فتح‌علی‌خان بود؛ مردانی که در دوران نادرشاه و پس از او در کشمکش‌های خونین میان قبایل ایران نقش پررنگی داشتند.

 

 

بیوگرافی آغا محمدخان

 

آغا محمدخان قاجار(۷ محرم ۱۱۵۵ – ۲۱ ذی‌الحجه ۱۲۱۱ ه‍جری قمری) از سال ۱۷۹۶ تا ۱۷۹۷ میلادی شاه ایران ود. او از ۱۷۷۹ تا ۱۷۹۶ میلادی به تحکیم پایه‌های قدرت خود پرداخت که این تلاش‌ها در نهایت به یکپارچه‌سازی دوباره ایران و تأسیس دودمان قاجار شد؛ دودمانی که حدود ۱۳۰ سال برایران حکومت کردند.

 

از تولد تا اسیر شدن به دست کریم خان

 

آغامحمدخان در زمان کشاکش میان شاخه‌های ایل قاجار متولد شد. شش ساله بود که توسط عادل شاه، اسیر و سپس اخته شد که به همین دلیل او را «آغا» می‌خوانند. با برکناری عادل‌شاه، از مشهد گریخت و پیش خانوادهٔ خود بازگشت.

او ۱۰ سال در کنار پدرش محمدحسن خان قاجار که رؤیای پادشاهی ایران را داشت سپری کرد؛ اما با وجود برتری کوتاه مدت قاجاریان بر دیگر مدعیان، کریم حان زند آن‌ها را شکست داد و آغا محمدخان را به عنوان اسیر با خود به شیراز برد.

کریم‌خان در شیراز با آغا محمدخان با مهربانی رفتار کرد و از او در مسائل مختلف مشورت می‌خواست. آغا محمدخان ۲۰ سال آنجا ماند تا اینکه کریم‌خان درگذشت.

 

 

متحد کردن ایل قاجار و شروع جنگ با زندیان

 

آغا محمدخان سپس با کمک عمه‌اش خدیجه بیگم که همسر کریم‌خان بود، از شیراز گریخت و خود را به مازندران رساند. او توانست میان شاخه‌های ایل قاجار اتحادی برقرار کند و در مدت کمی بر تمام شمال ایران مسلط شود.

آغا محمدخان ۳۶ تا ۳۸ سال داشت که به مازندران رسید. در اینجا گروهی از قاجاریان به وی پیوستند. برادرش مرتضی قلی خان که پیش از وی قدرتی در منطقه به دست آورده و خود را پادشاه خوانده بود، از ورود آقامحمدخان به گرگان جلوگیری کرد.  کشمکش میان آقامحمدخان پس از ۴ سال جنگ و شکست و پیروزی، بر برادر خود مرتضی قلیخان چیره شد. برادر به روسیه گریخت و همداستان کاترین روم برابر خان گردید.

گیلان و مازندران و زنجان به زیر فرمان آغا محمدخان درآمد. در ۱۷۸۶م کردستان و سال بعد یزد به قلمرو آقامحمدخان پیوست. در ۱۷۹۰م، پس از جنگ و نیرنگ با افشارهای آدربایجان، آن خِطّه نیز تسخیر شد.

جنگ با لطفعلی خان

 

آغا محمدخان در نبردهای پراکنده‌‎ای در اصفهان در برابر علی‎مرادخان (برادرزاده کریم‎خان) و جعفرخان (پسر صادق‎خان، برادر کریم‎خان) شرکت جست، اما رقیب اصلی او لطفعلی خان که در ۲۰ سالگی پس از تاراندن رقیبان خانگی به تخت پادشاهی نشسته بود.

آغا محمدخان در دوران زدوخوردهای داخلی زندیان، شمال ایران را یکپارچه ساخت و چون از اختلاف‌های جانشینان کریم‎خان و شخصیت ایشان آگاه بود، انقراض این سلسله را در نابود کردن لطف علی‎خان شجاع و بی ‎آلایش، اما کم ‎سیاست و بی‎ تجربه می ‎داسنت. از این‎رو همه نیروی خود را در این راه به کار انداخت.

 

پیروزی بر زندیان

 

 آغا محمدخان از همان آغاز فهمید که ایرانِ پس از نادر، دیگر دولتی یکپارچه نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از خان‌نشین‌ها و طایفه‌های متخاصم است. پس با صبر و تدبیر، یکی‌یکی سرداران و ایلات شمال و مرکز را به اطاعت درآورد. در جنگ‌های پیاپی با لطفعلی‌خان زند، آخرین بازماندۀ کریم‌خان، به تدریج سراسر فلات مرکزی را فتح کرد.

نبرد نهایی در کرمان روی داد؛ شهری که به پناهگاه لطفعلی‌خان بدل شده بود. آغا محمدخان پس از محاصرۀ طولانی، شهر را فتح کرد و آن را به ویرانه‌ای بدل ساخت. هزاران نفر کشته شدند، و به دستور او چشمان مردم کرمان را در انتقامِ مقاومتشان کور کردند.

روایت‌ها می‌گویند کوهی از چشم‌ها در برابرش انباشته شد. این قساوت برای بسیاری نشانه‌ی جنون بود، اما برای او ـ که زندگی‌اش با تحقیر آغاز شده بود  نمایش قدرت و هشدار به دشمنان محسوب می‌شد

 

رویارویی با روس ها و گرفتن انتقام

 

نخستین برخورد آغا محمدخان با روس ها در همان سال، ۱۷۸۱ م، روی داد. دولت روسیه که به دنبال ایجاد راهی تجاری به سوی هند بود، کنت ووینویچ را با مأموریت تأسیس «کارخانه» در سواحل جنوب شرقی دریای خرز راهی ایران کرد. کنت با ناوگان کوچکی در گرگان پیاده شد و درخواست کرد که برای هیئت روس مجوزی جهت ایجاد مرکز تجاری در اشرقف {بهشهر کنونی)، اقامتگاه مورد علاقهٔ آغا محمدخان، صادر شود.

خان قاجار این تقاضا را رد کرد اما کنت بدون اجازه قرارگاه‌های اسکان موقتی در قره‌دوین و آشوزاده ایجاد کرد. چون آغا محمدخان نیروی دریایی نداشت، نمی‌توانست مانع آن‌ها شود اما تصمیم داشت اجازه ندهد حضور روس‌ها در جزایر ایرانی دائمی شود. نتیجتاً، بر آن شد که با ترفندی آن‌ها را بیرون براند. او از هیئت روس خواست که در استرآباد با او ملاقات کنند و چون آن‌ها به آنجا رسیدند، دستگیر و زندانیشان کرد و تنها زمانی که ووینویچ به مردانش دستور داد سکونت‌گاه‌ها را تخریب کنند، آن‌ها را آزاد کرد.

 

محاصره قلعه قره باغ

 

آغا محمدخان در تهران ۶۰٬۰۰۰ سرباز جمع‌آوری کرد و در بهار ۱۷۹۵ م. مسیر قفقاز در پیش گرفت. هدف او فتح سرزمین‌های میان رودهای ازس و کر بود. چون به نزدیکی ارس رسید، نیروهای خود را به ۳ گروه تقسیم کرد. جناح چپ را به سمت ایروان فرستاد؛ جناح راست را راهی دشت مغان کرد و خود مرکز را برعهده گرفت تا قلعه شوشی را تصرف کند.

 ابراهیم‌خان، حاکم قره‌باغ، مدت‌ها بود که انتظارش را می‌کشید. او مرکز حکومت خود را مستحکم کرده و سپاه بزرگی برای پس راندن آغا محمدخان آماده کرده بود. ابراهیم‌خان ابتدا تلاش کرد مانع از پیشروی خان قاجار شود اما شکست خورد و به درون دیوارهای شوشی عقب نشست؛ در حالی که پیش قراولان آغا محمدخان در تعقیبش بودند. سپس خود محمدخان رسید؛ محاصره شوشی آغاز شد.

محاصره از ژوئیه ۱۷۹۵ م. تا اوت همان سال، نزدیک به یک ماه، طول کشید. در طول این زمان، هم‌پیمانان منطقه‌ای ابراهیم‌خان نظیر خان‌های باکو و دیگر مناطق مطیع آغا محمدخان شدند. چون محاصره به درازا کشید، هر دو طرف تصمیم گرفتند به آن پایان دهند؛ نتیجتاً، ابراهیم‌خان رسماً تابع آغا محمدخان شد، قرار شد به او خراج پرداخت کند و گروگان تحویل دهد اما اجازه نداد که خان قاجار وارد شوشی شود. از آنجا که هدف اصلی آغا محمدخان از این سفر فتح گرجستان بود، این شرایط را پذیرفت تا راه تفلیس باز شود.

 

نبرد کرتسانیسی

 

آغا محمدخان از شوشی به سمت گنجه راهی شد. در ۱۷۹۵ م/۱۲۱۰ ه‍.ق خان گنجه، چوادخان، بدون جنگ به او تسلیم شد. از گنجه، آغا محمدخان نامه‌ای تهدیدآمیز به ایراکلی نوشت و او را به اطاعت از خود فراخواند و وعده داد که او را در سمت خودش ابقا خواهد کرد. نامه را به دو شیوه روایت کرده‌اند. نخست آنکه نوشت:

آن حضرت می‌داند که گرجستان ۱۰۰ نسل است که به ایران تعلق دارد. حالا با شگفتی می‌بینیم با روس‌ها، که کاری جز تجارت با ایران ندارند، نشست و برخاست دارید… سال قبل مجبورمان کردید گروهی از گرجی‌ها را بکشیم؛ حال آنکه ما نمی‌خواهیم رعایای خودمان را با دست خودمان نابود کنیم… اگر از اوامر ما اطاعت نکنید، در مدت کوتاهی به گرجستان لشکر می‌کشیم و خون گرجی‌ها و روس‌ها را می‌ریزیم و از آن رودی به بزرگی کر جاری خواهد شد.

نزدیکان ایراکلی نظرات متفاوتی داشتند اما خود او هشدار خان قاجار را نادیده گرفت. او مجدداً فرستاده‌هایی به پطرزبورگ فرستاد. خود به همراه سلیمان دوم، پادشاه ایمیریتی (ولایتی در غرب گرجستان) رو به سمت جنوب کرد تا برای دفاع از تفلیس آماده شود. آغامحمدخان به همراه نیمی از نیروهایش، که ۳۵ تا ۴۰هزار تن نوشته‌اند، از ارس عبور کرد و به مواضع ایراکلی و سلیمان در جنوب تفلیس تاخت. ایراکلی، در حالی که بسیاری از بزرگان گرجی تنهایش گذاشته بودند، حدود ۵ هزار سرباز داشت که ۲ هزار تن از آن‌ها تحت فرمان سلیمان بودند. آن‌ها از خود مقاومت سختی نشان دادند و در دو روز اول نبرد، در نهم و دهم سپتامبر، نیروهای ایرانی را عقب راندند.

مطابق روایتی، آغا محمدخان تصمیم گرفت که جنگ را خاتمه دهد و عقب‌نشینی کند اما شخصی از داخل شهر به او پیام داد که دیگر نیرویی برای گرجی‌ها باقی نمانده است. در ساعت‌های اولیه روز یازدهم، آغا محمدخان شخصاً فرماندهی را برعهده گرفته و با تمام نیروهایش به تفلیس حمله کرد. نقل کرده‌اند که برای به هیجان آوردن سپاه برای آن‌ها ابیاتی از شاهنامه فردوسی خواند. درگیری سختی بین توپخانه و سواره نظام دو سپاه درگرفت؛ تا اینکه سپاه ایرانی موفق شد از رود کر عبور کند و از جناح دیگر بر آن‌ها بتازد.

ایراکلی ابتدا بنا داشت ضدحمله‌ای را ترتیب دهد اما در نهایت تصمیم گرفت به داخل تفلیس عقب بنشیند. تا غروب خورشید بیشتر نیروهای گرجی از پای درآمده بودند. آخرین بازمانده‌های توپخانه گرجی‌ها برای مدتی سپاه آغا محمدخان را عقب نگه داشت و این موضوع به ایراکلی فرصت داد که به همراه ۱۵۰ نفر از نزدیکانش از تفلیس خارج شده و به کوه‌ها پناه ببرد. جنگ در خیابان‌های تفلیس و دژ ناری‌قلعه ادامه پیدا کرد.

تنها چند ساعت بعد، آغا محمدخان تفلیس را کاملاً در اختیار داشت و دستور به قتل‌عام مردمش داد. در بین کشته‌شده‌ها، یکی دوسیتئوز، اسقف اعظم تفلیس بود. پس از آن، نیروهای ایرانی عقب‌نشینی کردند و ۱۵٬۰۰۰ نفر را هم از تفلیس به مناطق داخلی ایران کوچ دادند. تلفات ارتش آغا محمدخان را ۱۳٬۰۰۰ نفر نوشته‌اند.

آغا محمدخان

 

تاج گذاری و رسیدن به تاج و تخت ایران

 

آغا محمدخان پس از ترک تفلیس سپاهش را راهی دشت مغان کرد و در ۱۷۹۶ م. آنجا را به عنوان اردوی زمستانی خود برگزید. دشت مغان جایی بود که نادرشاه در ۱۷۳۶ م، بزرگان ایران را گرد آورد و رسماً خودش را پادشاه ایران اعلام کرد. آغامحمدخان تا آن روز از پذیرش عنوان شاهی خودداری کرده بود، بخشی به دلیل احترام به ابوالفتح محمد میرزا، یک مدعی عضو سلسله صفوی و بخشی به دلیل اینکه هنوز همه ایران را زیر پرچم خود متحد نساخته بود.

با این وجود، به نظر می‌رسد که یک تاج‌گذاری غیررسمی پیش از آن انجام شده بود؛ چنان‌که فارسنامه ناصری می‌نویسد: «در شهر طهران در روز یکشنبه یازدهم جمادی‌الاول همین سال ۱۲۰۰ (هـ. ق) بر اریکه جهانبانی نشست و فرمود تا تمامیت ممالک ایران را تحت اختیار خود نیارم نام شاهی بر خود نگذارم.

 

به قتل رسیدن و پایان پادشاهی کوتاه آغا محمدخان قاجار

 

آغا محمدخان ۳ روز پس از ورود به شوشا از خطای کوچک ۳ تن از فراشان خلوت خود به نام‌های صادق گرجی، خداداد اصفهانی و عباس مازندرانی و سستی آنان در انجام کارها خشمگین شد و دستور کشتنشان را داد. صادق‎خان شقاقی که یکی از سرداران سپاه بود، و شاید به قول پاره‌‎ای از مورخان در جریان توطئه بود، خواهش کرد که چون شب جمعه است، اجرای فرمان را به شنبه واپس افکند.

پس خان قاجار فریب خورد و اجازه داد آن ۳ تن همچنان به کار مشغول باشند، اما آنان از بیم جان، شبانه به خوابگاهش تاختند و با کارد و دشنه او را از پا درآوردند. درباره روز، ماه و سال قتل وی اختلاف کرده‌‎اند، ولی بنابر دلایل و قراین موجود شنبه ۲۱ ذی‌الحجه ۱۲۱۱ق (۱۸ ژوئن ۱۷۹۷م) صحیح به نظر می‌‎رسد.

 

اگر شماهم هنرمند هستید،جای شما در خانه هنر ایرانیان خالی است.

با عضویت در سایت خانه هنر ایرانیان،از خدمات تخصصی،حمایت های صنفی،اطلاع رسانی رویدادها،تسهیلات ویژه هنرمندان و همراهی یک مجموعه بهره مند شوید.

برای ثبت نام در سایت خانه هنر ایرانیان و دریافت عضویت رسمی، همین حالا به سامانه جامع عضویت خانه هنر ایرانیان بپیوندید

نظرات

نوشته مشابه

پشتیانی خانه هنر